مهاجرت امری است که می تواند در هر جامعه ای اتفاق بیفتد که صور جامعه شناختی آن را بیشتر با لفظ " پدیده" توضیح می دهند. لفظ "پدیده" نشان از وضعیتی عادی دارد. در بعضی جوامع این مهاجرت بنا به دلایل مختلف، با افزایش میزان شدت آن از حالت عادی خویش خارج گشته و در چنین مواردی جامعه شناسان به جای استفاده از لفظ "پدیده" از لفظ "مسئله" برای توضیح آن استفاده می کنند. مسئله صوری است کاملا غیر عادی که نشان از وجود یک بیماری در بدنه و چارچوپ آن جامعه دارد.اینکه باید هر چه زودتر و با فوریت هر چه تمام برای حل آن اقدام کرد  و فوت وقت به نوعی جامعه را در آن سمت و سو به اضمحلالی پیش خواهد برد که تاوان اثرات سوء آن را باید جامعه مذکور سالیان سال بپردازد.حال اگر جنس این بیماری بخواهد مهاجرت باشد.مهاجرت در حالت عادی با الفاظی چون تلخی و سختی همراه است. تلخی دور شدن از جامعه ی مبداء که معمولا فرد آن را با کوله باری از خاطرات و نوستالوژی ها ترک می کند ودر نهایت اصل سختی رسیدن به مقصد و باز بیگانگی خود مقصد با فرد، همه و همه که لفظ مهاجرت تداعی کننده آنها در ذهن آدمی است. مبداء غرق در محرومیت و مقصد راه نجات،خانواده هایی که مجبورند کیلومترها مسافت را در جستجوی راه نجات خویش طی کنند.